الهم صل علي محمدوآل محمدوعجل فرجهم
جمعه, 29 ارديبهشت 1391
 
تاریخ :چهارشنبه ، 3 اسفند 1390 ، 21:27 نسخه PDF :پي دي اف نسخه چاپی :چاپ ارسال برای دوستان :پست الكترونيكي
زبان مادری، سرمایه‌ی فرهنگی

کیانوش رستمی: زبان پدیده‌ای است منحصر به فرد و اجتماعی که مهم‌ترین کارکرد آن ایجاد ارتباط بین انسان‌ها برای انتقال یک پیام می‌باشد. علاوه بر این، زبان نقش‌ها و کارکردهای دیگری برعهده دارد از جمله: زبان ابزاری برای اندیشیدن، حفظ شان اجتماعی افراد و زبان برای بیان عواطف و احساسات لطیف و زیبایی آفرین نیز به کار می‌رود. برخی از زبان‌شناسان جایگاه زبان را بسیار برجسته و کارکرد آن را بسیار گسترده‌تر می‌دانند؛ چنان که زبان را نه تنها جزئی از شخصیت انسان بلکه سرنوشت او یا جنبه‌ای از هستیِ جمعی او یا خانه‌ی فرهنگی و سطح و ساحتِ هستی قومی و تباری یا جهانی او و یا مایه‌ای از شناخت، جهان‌بینی او می‌پندارند که با آفرینندگی عرصه‌ی خلیفه‌اللهی او پیوند دارد و در پرورش استعدادهای وجود فکری او نقش آفرین است. ۱

اگر زبان از جامعه‌ی انسانی گرفته شود، چرخه‌ی اجتماعی از حرکت بازمی‌ایستد و زندگی بسیار سخت و طاقت‌فرسا می‌شود. جامعه‌ی انسانی از هم گسسته، فرهنگ و تمدن بشری هم نابود می‌شود و انسان به زندگی میلیون‌ها سال قبل برمی‌گردد.

یونسکو روز ۲۱ فوریه را به عنوان روز جهانی «زبان مادری» نام‌گذاری کرده‌است. نام‌گذاری این روز در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۹ به منظور کمک به تنوع زبانی و فرهنگی انجام شده‌است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز به دلیل اهمیت زیاد آن، سال ۲۰۰۸ را سال جهانی زبان‌ها اعلام کرد. اما متاسفانه این روز در تقویم رسمی ایران حذف شده است.

بنگلادش اولین کشوری بود که در نوامبر سال ۹۹ پیشنهاد رسمی خود را مبنی بر نام‌گذاری روز ۲۱ فوریه (۲ اسفند) به نام روز جهانی زبان مادری به سازمان یونسکو ارائه کرد. طرح ارائه شده از سوی دولت بنگلادش و انجمن جهانی طرفداران زبان مادری در سی‌امین نشست عمومی سازمان یونسکو به تصویب نمایندگان کشورهای عضو رسید. با تعیین این روز به عنوان روز جهانی زبان مادری، یونسکو طرحی تهیه و آن را به کشورهای عضو ابلاغ کرد که در آن برنامه‌های متنوعی برای مردم جهان تدارک دیده شده بود.

 

کشورهای جهان از آن پس در ۲۱ فوریه این روز را جشن می‌گیرند که از جمله کشورهای پیش‌رو در پاس‌داشت روز جهانی زبان مادری می‌توان به آمریکا، انگلیس، کانادا، جمهوری چک، هندوستان، بنگلادش و … اشاره کرد.

زبان مادری در واقع بنیانی است که اغلب انسان‌ها از لحظه‌ای که اولین نفس‌ها را می‌کشند، شخصیت خود را بر مبنای آن پایه‌ریزی می‌کنند. این زبان چیزی است که در تمام طول حیات با انسان همراه است و زبان مادری، مکتبی است برای احترام به خود، تاریخ و فرهنگ. هیچ زبانی فاقد تاریخ نیست.

از زبان به عنوان کلید شبکه‌های ارتباطی و گاهی نیز سرمایه‌ی فرهنگی یاد می‌شود که افراد با تسلط بر آن می‌توانند علاوه بر برقراری روابط اجتماعی، نوعی هویت ویژه کسب کنند. پس هویت فرد چه در سطح قومی و در سطح ملی تا حدود زیادی بستگی به زبانی دارد که او فرا می‌گیرد. وقتی که از حفظ، تقویت و توسعه فرهنگ یک جامعه سخن به میان می‌آید، زبان نیز به عنوان یک عامل اساسی مطرح می شود، چرا که زبان در حکم رشته‌ای است که فرهنگ گذشته و حال را به هم پیوند می‌دهد.کشورهای استعمارگر با تسلط بر کشورهای تحت نفوذ خود به راحتی فرهنگ خود را نیز گسترش می‌دهند. برای نمونه شوروی سابق با تسلط بر آسیای میانه زبان روسی را به اجبار حدود ۸۰ سال در میان مردمان آن بخش از کره‌ی خاکی رواج داد. روس‌ها با این کار نفوذ و جای پای خود را مستحکم کردند. اکنون زبان روسی به عنوان یک زبان میانجی در آسیای میانه کاربرد دارد. با این که این کشورها سال‌هاست که مستقل شده‌اند اما ردپای روس‌ها کاملا آشکار است. بنابراین تسلط بر زبان یک ملت یعنی تسلط بر هویت  و همه‌چیز آن‌ها.

با تاسف حدود نیمی از زبان‌های دنیا در معرض نابودی قرار دارند. مرگ هر زبان به معنای از دست رفتن مجموعه‌ای از فرهنگ، تاریخ و آداب گروهی از ساکنان زمین است.

زبان، بازتاب‌دهنده‌ی فرهنگ مردمی است که به آن زبان سخن می‌گویند، نماینده‌ی هویت آن‌هاست و دنیای آن‌ها را تشریح می‌کند. زبان پدیده‌ای است که هم‌چون موجودی جاندار با مردمی که به آن زبان سخن می‌گویند زندگی می‌کند، آن‌ها را در بیان و درک دنیای‌شان یاری می‌دهد و حتا گاهی می‌میرد. در یک کلام، زبان هم با گویندگانش زنده است. در این‌جاست که لفظ زبان مادری به ذهن خطور می‌کند؛ لفظی که شاید معنی و تعریف آن در لحظه‌ی نخست کاملا روشن به نظر بیاید، اما در نگاه دوم این‌گونه نیست. زبان مادری را گاهی نخستین زبانی به شمار می‌آورند که کودک یاد می‌گیرد. این تعریف مورد مناقشه است؛ کودکان مهاجر و کودکان قوم‌ها یا حتا مذاهبی که در اقلیت به دنیا می‌آیند، الزاما زبان مادرانشان را یاد نمی‌گیرند، یا به اندازه‌ی زبان کشور میزبان و قوم حاکم، به آن تسلط ندارند.

دکتر محمدرضا باطنی، زبان مادری را این گونه تعریف می‌کند: « زبان مادرى همان‌طور که از اسمش برمى‌آید، یعنى زبانى که کودک از مادر خودش براى اولین بار مى‌شنود و آن زبان را یاد مى‌گیرد. ولى این اصطلاح گاهى گمراه‌کننده است، چون زبان مادرى همیشه مهم‌ترین زبان در زندگی کودک نیست. از این رو امروزه زبان‌شناسان به جاى زبان مادرى اصطلاح زبان اول را بکار مى‌برند؛ مى‌گویند زبان اول. زبانى را که بعدا یاد مى‌گیرند، مى‌گویند زبان دوم و به همین‌ترتیب.»

برخی گفته‌اند :« زبان آیینه‌ی فرهنگ مردمی است که به آن سخن می‌گویند.» ۲

زبان به طورکلی برای تنظیم اندیشه‌ یا تفکر انسان نیز به کار می‌رود. انسان‌ها اندیشه‌ها و افکار پیچیده‌ی خود را با به‌کارگیری زبان منظم می‌کنند.

در ایران زبان فارسی، زبان معیار و رسمی کشور است. چون زبان یکی از مهم‌ترین عوامل پیوند و وحدت بین اقوام است باید در توانمندی و پاسداری از زبان فارسی تلاش و کوششی همه‌جانبه داشته باشیم. این زبان سال‌هاست که اقوام مختلف ایرانی را با گویش‌های متفاوت به هم نزدیک کرده‌است. زبان فارسی که در حکم یک زبان «میانجی» است، برای تمام اقوام ایرانی ارجمند است. گویش‌های رایج در سرزمین ایران می‌توانند بازوان توانمندی برای زبان فارسی باشند. برای رسیدن به این هدف می‌توان در بخش معادل‌سازی واژگان بیگانه، از ظرفیت بسیار فوق‌العاده گویش‌های محلی بهره‌ی فراوان برد.

گویش‌های محلی ایران گنجینه‌های ارزشمند و گران‌قیمتی هستند که متاسفانه با وجود رسانه‌های گروهی به ویژه صدا و سیما رفته‌رفته در خطر نابودی قرار می‌گیرند و بیم آن می‌رود تا صد سال آینده تعداد آن‌ها کمتر از انگشتان یک‌دست باشد.

همان‌سان که گفته‌ شد زبان هویت و شناسنامه‌ی هر انسان است؛ بدین روی در پاسداری از این برگه‌ی شناسایی و هویتی بایستی کوششی دوچندان به خرج داد. بی‌شک نقش رسانه‌های گروهی در نابودی و یا حفظ زبان‌های محلی بسیار با اهمیت و پررنگ است. فلسفه‌ی وجودی شبکه‌های استانی صدا و سیما در ایران تولید و ساخت برنامه‌هایی با رنگ و بوی محلی و زبان مادری هر استان است. اما همواره این سوال به ذهن می‌رسد که در حال حاضر این شبکه‌ها تا چه اندازه توانسته‌‌اند این وظیفه‌ی خطیر خود را به انجام برسانند؟ متاسفانه بخش اعظمی از برنامه‌های تولیدی شبکه‌های استانی به زبان رسمی پخش می‌شود که نیاز به بازنگری دارند. این شبکه‌ها از ظرفیت‌های زبان‌های محلی رایج در یک استان به طور کلی استفاده نمی‌کنند. برای نمونه شبکه‌ی استانی افلاک لرستان تنها از گویش لری خرم‌آبادی بهره‌می‌برد و کمتر به دیگر گونه‌های زبانی رایج در این استان می‌پردازد. نباید فراموش کرد که در لرستان چند گویش و لهجه‌ی دیگر چون: لکی، بخیاری، بروجردی و… رواج دارد. بالاخره این گویش‌ها گویشورانی دارد که حق قانونی آنان است که زبانشان در این شبکه‌ که سهم مالیات خود را برای اداره‌ی آن می‌پردازند، مورد استفاده قرار گیرد.

اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر استفاده از زبان‌های محلی تاکید کرده‌است:« استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریش ادبیات آن‌ها در مدارس، در کنار زبان‌ فارسی آزاد است.» اما این اصل از قانون اساسی

هنوز جامه عمل نپوشیده است.

نگارنده‌ی این سطور در جای دیگر گوش‌زد کرده‌است، همان‌طوری که در سال دوم دبیرستان جغرافیای استان‌ها تدریس می‌شود چه خوب است برنامه‌ریزان آموزش و پرورش به فکر تدوین کتابی تحت عنوان « زبان و ادبیات بومی» باشند. این واحد درسی می‌تواند در کنار دروس زبان و ادبیات فارسی تدریش شود و این روند در سطح دانشگاه‌ها نیز ادامه داشته باشد.

دانش‌آموزان با خواندن زبان و ادبیات بومی و محلی خود آمادگی بیش‌تر و بهتری را برای یادگیری زبان و ادبیات رسمی کشور پیدا خواهند کرد. به هر روی تا ما اطراف خودمان را با دقت نشناسیم نمی‌توانیم حوزه‌ی دید و یادگیری خود را در سطح وسیع‌تری گسترش دهیم.

نباید فراموش کرد که «زبان مادری» چون مادر عزیز است و گرامی پس بیاییم به پاس بزرگواری‌های مادر این روز را گرامی‌بداریم.

بخش پایانی این جستار را با چند پیشنهاد به فرجام می‌رسانم:

- شبکه‌های استانی در دوم اسفندماه ( ۲۱ فوریه) همه‌ی برنامه‌های خود را با زبان محلی پخش نمایند؛

- معلم‌ها در مدارس با زبان محلی صحبت کنند و دقایقی از وقت کلاس را به اهمیت زبان ماری اختصاص بدهند؛

- در دانشکده‌های زبان و ادبیات همایش‌ها و سمینارهایی در بزرگ‌داشت زبان مادری برگزار شود؛

- رسانه‌ی ملی در بخش‌های ویژه‌ی خبری با یک یا چند نفر از زبان‌شناسان مطرح کشوری  در خصوص اهمیت و جایگاه زبان‌ مادری گفت‌و‌گو نماید؛

- جلوگیری از ساخت برخی سریال‌های تلویزیونی که به تخریب و تمسخر گویش‌های محلی می‌پردازند؛

 

پی‌نویس‌ها:

۱- ر-ک به « نگاهی به جایگاه علم زبان‌شناسی در ایران، لطف‌الله یارمحمدی، علی‌محمد حق‌شناس، نیلی‌پور، نامه‌ی فرهنگستان علوم، شماره‌ی ۲۰ و۲۲٫

۲- باطنی دکتر محمدرضا، « مسائل زبان‌شناسی نوین، تهران، انتشارات آگاه، ص

 

توضیح را اضافه کنید

 
Design: Tasnimdesign